|
زندگی تکثیر ثروتی است که نامش محبت است
|



ممنون از همه دوستای گل که فراموشم نکردن ! ![]()
گفت و گو
من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم چقدر تو ماهی
تو میگی اول راهی
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمیشه
من میگم خیلی غریبم
تو میگی نده فریبم
من میگم خواب تو دیدم
تو میگی دیگه بریدم
من میگم هدف وصاله
تو ولی میگی محاله
من میگم یه عمره سوختم
تو میگی قلبم و دوختم
من میگم چشمات و وا کن
تو میگی من و رها کن
من میگم خیلی دیوونم
تو میگی آره میدونم
من میگم دلم شکسته ست
تو میگی خوب میشه خسته ست
من میگم بشین کنارم
تو میگی دوست ندارم
من میگم بهم نظر کن
تو ولی میگی سفر کن
من میگم واسم دعا کن
تو میگی نذر رضا کن
من میگم قلبم و نشکن
تو میگی من میشکنم من؟
من میگم واست میمیرم
تو میگی نمی پذیرم
من میگم شدم فراموش؟
تو میگی نه رفتم از هوش
من میگم که رفتم از یاد؟
تو میگی نه مُرده فرهاد
من میگم باز شدی حیرون ؟
تو میگی بیچاره مجنون
من میگم ازم بریدی ؟
تو می پرسی نا امیدی ؟
من میگم واسم عزیزی
تو میگی زبون میریزی؟
من میگم تو خیلی نازی
تو میگی غرق نیازی
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی؟
من میگم کردم تعجب
تو میگی دیگه بگو خب !
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم دل تو رفته
تو میگی هفت روزه هفته
من میگم راه تو دوره
تو میگی چاره عبوره
من میگم میخوام بشم گُم
تو میگی حرفای مردم؟
من میگم نگذری ساده؟
تو میگی آدم زیاده
من میگم دل به تو بستن؟
تو میگی اینقده هستن
من میگم تنهام میذاری؟
تو میگی طاقت نداری؟
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم اهل بهشتی
تو میگی چه سرنوشتی
من میگم تو بیگناهی
تو میگی چه اشتباهی
من میگم که غرق دردم
تو میگی می خوام بگردم
من میگم چیزی میخوااستی؟
تو میگی تشنمه راستی
من میگم از غم آبه
تو میگی دلم کبابه
من میگم برو کنارش
تو میگی رفت پیش یارش
من میگم با تو چیکار کرد؟
تو میگی کشت و فرار کرد
من میگم چیزی گذاشته؟
تو میگی دو خط نوشته
من میگم بختش سیاهه
تو میگی اون بیگناهه
من میگم رفته که حالا
تومیگی مونده خیالا
من میگم می آد یه روزی
تو میگی داری می سوزی؟
من میگم رنگت چه زرده
تو میپرسی بر میگرده؟
من میگم بیاد الهی
تو میگی که خیلی ماهی
من میگم ماهت سفر کرد
تو میگی تو رو خبر کرد؟
من میگم هر کی با ماهش
تو میگی بار گناهش؟
من میگم تو بی وفایی
تو میگی بریم یه جایی
من میگم دلم اسیره
تو میگی نه خیلی دیره
من میگم خدا بزرگه
تو میگی زندگی گرگه
من میگم عاشق پرنده ست
تو میگی معشوق برنده ست
من میگم به روزا شک کن
تو میگی بهم کمک کن
من میگم خدا نگهدار
تو میگی تا چی بخواد یار
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
پشت تو آب نمیریزم
تا نروندت عزیزم

راستی باران جوووووووووووووووووووووووووووووون به خاطر آپات ممنووووووووووون !!!!
سلاامممممممممممممممممممممممم
خوبیددددددددددددددددد
امروز حالم اصلا خوب نبود از استرس داشم میمورئم اولا که فردام دادا کنکور داره من استرس دارمممممممممممم
دوما امروز بعد از چند ماه کسیو دیدم که انتظار دیدنشو نداشممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
نمیتونم بگم چه حالی داشم یعنی نمیتونید تصور کنید چون احساس منو ندارینننننننننننننننننننننننن
نمیدونم بعد از اون جریان نمی خواسم ببینمش اما امروز فهمیدم تمام قولایی که به خودم دادم کشک بودددددددددددددددددددددددوبعد دیدنش از فهمیدم بیشتر ازقبل دوسش دارمممممممممممممممممممم
راسی میخواسم بگم جمعه بر میگردم تهران دیگه نمیتونم فامیلامونو شادیو پرنیانو ...... وبقیه رو ببینم
دلم تنگ میشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
اخه تا محرم نمیاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
همین دیگه واسم دعا کنید که بتونم با خودم کنار بیام وگرنههههههههههههههههههههههههه..............
باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
------------------------------------------------------------------------------------------
بهار جون ممنون که سر زد
خوبید بالاخره تموم شد این امتحانای لعنتی منم کارناممو گرفتم
هنوزم باورم نمیشه شاگرد اول شدم چون این ترم فقط رمان می خوندم چیزی به اسم درس تو اتاقم پیدا نمیشد
خوب خیلی خوشحالم راسی شادی گف بعد 9 میاد
واسش دعا کنید کنکورش نزدیک
امروز با یکی از دوسام بعد دعوا کردم الانم خیلی ناراحتم بش چیزای گفتم که میدونستم
از ته دلم نیس خلاصه گفتمو بعدشم کلی گریه کردم
دیشب اصلا نتونستم بخوابم حالم خوب نبود داغون شده بودم
زبانم قبول نشدم یعنی باید یه ترم دیگه هم این کتابو بخونم
کلا داغونم حالم خوب نیس الانم کمکم داره گریم میگیره
خوب دیگه زندگیو فرازو نشیب داره ولی خیلی تلخ و غم انگیزه
راسی دیگه نمیتونم دوسامو ببینم چون دارم مدرسمو عوض میکنم
دعا کنیناز تصمیمی که گرفتم پشیمون نشم و موفق بشم دعا کنین رشته ای که میخوام قبول شم
بچه ها من چیکار کنم نمیدونم چیکار کنم دوسم از دسم ناراحته . من تحمل اینو ندارم کسی از دسم ناراحت
باشه من از همین جا از نیکووو یکی از بهترین دوسام عذر میخوام من دیشب حالم خوب نبود
شرمندتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
دیگه نمیدونم چی بگم فقط واسه دادا من دادا پرنیانوشادی دعا کنین که 9 تیر کنکور دارن
همین دیگه
برام دعا کنیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
|
اي بر سر بالينم، افسانه سرا دريا ! افسانه عمري تو، باري به سرآ دريا . *** اي اشك شبانگاهت، آئينه صد اندوه، وي ناله شبگيرت، آهنگ عزا دريا . *** با كوكبه خورشيد، در پاي تو مي ميرم بردار به بالينم ، دستي به دعا دريا ! *** امواج تو، نعشم را افكنده درين ساحل، درياب مرا، دريا؛ درياب مرا، دريا . *** ز آن گمشدگان آخر با من سخني سر كن، تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دريا . *** چون من همه آشوبي، در فتنه اين توفان، اي هستي ما يكسر آشوب و بلا دريا ! *** با زمزمه باران در پيش تو مي گريم، چون چنگ هزار آوا پر شور و نوا دريا ! *** تنهائي و تاريكي آغاز كدورت هاست، خوش وقت سحر خيزان و آن صبح و صفا دريا . *** بردار و ببر دريا، اين پيكر بي جان را بر سينه گردابي بسپار و بيا دريا . *** تو، مادر بي خوابي. من كودك بي آرام لالائي خود سر كن از بهر خدا دريا . *** دور از خس وخاكم كن، موجي زن و پاكم كن وين قصه مگو با كس، كي بود و كجا ؟ دريا ! |
از کی بود نیومده بودمممممممممممممممممم
الانم زیاد نمیتونم کار کنمممممممممممممممم
چون دستممممممممممممممممممممممممممم
چلاغ شده تو کلاسم هسممممممممممممممممممم
نتم خراب شدههههههههههههههههههههههههههههههه
شادی جون قبولییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ببین کی گفمممممممممممممممممممممممممممممم
راسی خوش حالم که اومدی دلم برات تنگ شده بودددددددددددددددددددددد
بابا مدیر وبمون اینجوری باشه از ما چه انتظاریههههههههههههههههههههههه.
راسی از پری چرا خبری نیسسسسسسسسسسسسسسسسسس
راسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
اگه خواسین واسه شادی دعا کنین واسه داداشی منم دعاکنین اونم کنکور داره هااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اگه خواسین واسه داداشی پرنیانم دعا کنین اونم کنکور دارهههههههههههههههههههههههههههههههه
دیگه نمیتونم بنویسم دسم درد میکنهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی![]()
نميدانم چه مي خواهم خدايا
بدنبال چه ميگردم شب و روز
چه ميجويد نگاه خسته من
چرا افسرده است اين قلب پرسوز
ز جمع آشنايان ميگريزم
به كنجي ميخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تيرگيها
به بيمار دل خود ميدهم گوش
گريزانم از اين مردم كه با من
بظاهر همدم و يكرنگ هستند
ولي در باطن از فرط حقارت
بدامانم دو صد پيرايه بستند
از اين مردم، كه تا شعرم شنيدند
برويم چون گلي خوشبو شكفتند
ولي آندم كه در خلوت نشستند
مرا ديوانه اي بدنام گفتند
دل من، اي دل ديوانه من
كه ميسوزم از اين بيگانگي ها
مكن ديگر ز دست غير فرياد
خدا را، بس كن اين ديوانگيها
از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟
او باید کاملا” قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
-این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها.
خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند،
یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.
فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام.
تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغهاید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا” حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند
و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن
و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند
خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد
فرشته پرسید : چه عیبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند . . .
سلاااااااااام من اومدم...... :) چطورییییییییین؟ واسم دعا کنین کنکور داره نزدیک و نزدیک تر میشه :(:(:(:(:(:(:(:(:( راستی از باران جوووون هم به خاطر پستت هاش ممنون فعلا باباییییییییییییی
این روزا که میگذرد احساس می کنم
یکی از جاده های پر و پیچ و خم و مه آلود
زندگی منو به سوی خود می خواند.....
برای پیدا کردنش همه جا را می گردم
از هر پنجره بازی به امید اینکه اورا ببینم
سرک می کشم ولی نیست......
روزها منتظر یه قاصدک تا خبری برایم بیاورد
ولی قاصدکها هم نشانی من را گم کرده اند......
شبها آسمان را نگاه می کنم تا شاید بتوانم نشونیشو
از ستاره ها بگیرم ولی ستاره ها هم یادشون
رفته نیم نگاهی به زمین بندازن تا نگاه یه منتظر
را ببینند.....
تنهایی رو بیشتر از همیشه احساس می کنم .
خسته تر و دلتنگ تر از همیشه به دنبال پناهگاه امن و
مطمئن خود می گردم تا با رسیدن بهش کمی
آرامش بگیرم ولی مثل اینکه مهربونی که اون بالاست
به تنهایی محکومم کرده.....
مهربون عالم اگر تو اینطور میخوای باشه
من که حرفی ندارم همه ی دلتنگیها و بی کسی ها
برای من ولی ازت میخوام اونی که دوست ندارم
هیچ وقت غمشو ببینم بخنده و شاد باشه.
اونو تنهاش نذار و همیشه باهاش باش .
فقط ای کاش بهم می گفتی تا کی چشمهای
منتظرم باید به جاده ی زندگی باشه....؟؟؟



تنها گرگها نیستند که لباس میش
میپوشند!
گاهی پرستو ها هم لباس مرغ عشق بر
تن می کنند!
عاشق که شدی ، کوچ میکنن!
وفای
شمع را نازم که بعد از سوختن ...به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد...نه
چون انسان که بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد